
مهمونی دیشب افطار به خانواده احسان به خوبی و خوشی برگزار شد خداروشکر... همین الان همه چی رو جمع و جور کردم و امیرعلی رو شستم و نهارشو دادم و دارم استراحت میکنم. دیروز فعالیتم خیلی زیاد بود. حیف مهمون داشتم نتونستم وزن کنم ولی فکر کنم کاهش داشته بودم :( ولی از اونجایی که افطار و سحر از خجالت خودم در اومدم امروز بعیده کاهش ببینم. از امروز به مامان سارا اعلام وزن میکنم که یه جورایی با هم رقابت کنیم. من رقابت خیلی دوست دارم خیلی برام شیرینه... چقدر وقتی خونه تمیزه حالم خوبه... xa0...
ادامه مطلب
سلام.عیدتون مبارک از سه شنبه رفتیم کرج. قرار بود بابامینا اسباب کشی کنن به خونه جدید میخواستم شب بمونم پیششون کمکشون کنم. غروب رسیدیم رفتم دیدیم اسبابا پخش و پلا وسط خونه ست. به بابام گفتم اسباب کشی کنیم گفت نه حالا بمونه فردا پس فردا گفتم وای دو روز وسط شلوغی چطور میخواین زندگی کنین. خلاصه علی رغم مخالفتشون زنگ زدم دو تا کارگر اومدن و اسباب کشی کردیم. دقیقا شب عید ساعت 10.30 شروع کردن 12.30 تموم شد. کلی اون وسطا کار ریخته بود رو سر مامان.منم هول هول جمع میکردم چیزی جا نمونه شب خونه مادرشوهرم خو...
ادامه مطلب