من و خاطراتم...

متن مرتبط با «424» در سایت من و خاطراتم... نوشته شده است

42

  • نیلوبلاگ

    مهمونی دیشب افطار به خانواده احسان به خوبی و خوشی برگزار شد خداروشکر... همین الان همه چی رو جمع و جور کردم و امیرعلی رو شستم و نهارشو دادم و دارم استراحت میکنم. دیروز فعالیتم خیلی زیاد بود. حیف مهمون داشتم نتونستم وزن کنم ولی فکر کنم کاهش داشته بودم :( ولی از اونجایی که افطار و سحر از خجالت خودم در اومدم امروز بعیده کاهش ببینم. از امروز به مامان سارا اعلام وزن میکنم که یه جورایی با هم رقابت کنیم. من رقابت خیلی دوست دارم خیلی برام شیرینه... چقدر وقتی خونه تمیزه حالم خوبه... xa0...

    ادامه مطلب
  • جدیدترین مطالب منتشر شده